تاريخ : پنج‌شنبه 06 آذر 1393 | 18:43 | نویسنده : shahrband

شبیه بود به شهری که هفت زندان داشت

که هفت روز به هر هفته اشکریزان داشت

هنوز زخمی یک جفت چشم بود و هنوز

نفس نفس، نفس عشق در رگش جان داشت

اگرچه زندگی اش را به عشق باخته بود

به دست آخر خود در قمار ایمان داشت

فقط به خاطر یک شعر، یک سروده شدن

تبی شبیه تب لحظه های باران داشت

زنی که در تب و تاب خدا و عشق و جنون

به عشق مثل خدای ندیده ایمان داشت




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران