تاريخ : پنجشنبه 06 آذر 1393 | 18:43 | نویسنده : shahrband
شبیه بود به شهری که هفت زندان داشت
که هفت روز به هر هفته اشکریزان داشت
هنوز زخمی یک جفت چشم بود و هنوز
نفس نفس، نفس عشق در رگش جان داشت
اگرچه زندگی اش را به عشق باخته بود
به دست آخر خود در قمار ایمان داشت
فقط به خاطر یک شعر، یک سروده شدن
تبی شبیه تب لحظه های باران داشت
زنی که در تب و تاب خدا و عشق و جنون
به عشق مثل خدای ندیده ایمان داشت
.: Weblog Themes By Pichak :.