فاعشقيني لدقائقْ..
واخْتَفِي عن ناظري بعد دقائقْ
لستُ أحتاجُ إلى أكثرَ من عُلْبَة كبريتٍ
لإشعالِ ملايين الحرائقْ
إن أقوى قِصَصِ الحبّ التي أعرفُها
لم تدُمْ أكثرَ من خمس دقائقْ...
برای لحظاتی دوستم بدار
و سپس از برابر دیدگانم بگریز
که برای برپایی آتش های بسیار
جز کبریتی لازم نیست
و سوزان ترین داستان های عاشقانه
بیش از پنج دقیقه نپاییده است.
شعر از : نزار قبانی
ترجمه: محمد فردی شربیانی
برای چشم تو این شعرها چقدر کم است
چرا که چشم تو درمان هر چه درد و غم است
مرا به بوی دل انگیز زلف خویش ببر
به کوچه کوچهی مویت که با هزار خم است
اگر خوش است دلم کار چشم و خندهی توست
بخند دلخوشی من همین یکی دو دم است
چه روزها که نشستم به انتظار ولی
همیشه حادثهی عشق همره ستم است
محمد فردی شربیانی
دوستان گرامی و ارجمند
ممنونم که اینجا همراه لحظه های شعر و شاعری ام شده اید و این شعرگونه ها را که از گلوی دردهای کهنه ام می تراود به گوش جان می نیوشید.
امیدوارم به خواندن این غزلواره ها گاهی حسی از شما برانگیخته باشم.
ارادتمند : محمد فردی شربیانی
.: Weblog Themes By Pichak :.