تاريخ : چهارشنبه 21 آبان 1393 | 18:17 | نویسنده : shahrband
تو شهروند منی شهر عشق من تن توست
قوام کشور من چشم های روشن توست
نشسته یوسف تقدیر من در این زندان
برای فتح تو محتاج خواب دیدن توست
بیا که بارش من بیش از این خطر نکند
شکسته کشتی من در تب پریدن توست
قبول کن که جهان هم به بودنت بند است
تمام فلسفه آغازش از شکفتن توست
طلای شعر چه ارزد در این فراوانی
«تمام شهر خریدار قلب آهن توست»*
* این مصرع را از علیرضا بدیع وام گرفته ام
.: Weblog Themes By Pichak :.