<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://shahrband.loxblog.com</title>
<link>https://shahrband.loxblog.com</link>
<description>روزهایی که بی تو گذشت</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>برای چشم تو</title>
<link>https://shahrband.loxblog.com/برای-چشم-تو</link>
<guid>https://shahrband.loxblog.com/برای-چشم-تو</guid>

<description><![CDATA[
برای چشم تو این شعرها چقدر کم است چرا که چشم تو درمان هر چه درد و غم است
مرا به بوی دل انگیز زلف خویش ببر به کوچه کوچه&zwnj;ی مویت که با هزار خم است
اگر خوش است دلم کار چشم و خنده&zwnj;ی توست بخند دلخوشی من همین یکی دو دم است
چه روزها که نشستم به انتظار ولی همیشه حادثه&zwnj;ی عشق همره ستم است
&nbsp;
محمد فردی شربیانی
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:05:39 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>درد دارد</title>
<link>https://shahrband.loxblog.com/درد-دارد</link>
<guid>https://shahrband.loxblog.com/درد-دارد</guid>

<description><![CDATA[
درد دارد شبیه یک کوچهدر سکوت خودت هوار شویدرد دارد که در تبسم خودشعر غمگین غصه دار شوی
من شبیه خودم پر از دردمهیچ کس مثل من شبیهم نیستهیچ کس راز این نبودن رادر تن من نمی تواند زیست
شعرهایم پر از نبودن توستبودنت را کجا رها کردیپا که در جاده می نهادی توبا دل من چه ها چه ها کردی
این منم، مرد روزهای محالروزهایی که بی تو سر شده استآه هر روز با شکستن تواستخوانم شکسته تر شده است
&nbsp;
محمد فردی شربیانی]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:05:39 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>post</title>
<link>https://shahrband.loxblog.com/post</link>
<guid>https://shahrband.loxblog.com/post</guid>

<description><![CDATA[
فاعشقيني لدقائقْ..واخْتَفِي عن ناظري بعد دقائقْلستُ أحتاجُ إلى أكثرَ من عُلْبَة كبريتٍلإشعالِ ملايين الحرائقْإن أقوى قِصَصِ الحبّ التي أعرفُهالم تدُمْ أكثرَ من خمس دقائقْ...
&nbsp;
برای لحظاتی دوستم بدارو سپس از برابر دیدگانم بگریزکه برای برپایی آتش های بسیارجز کبریتی لازم نیستو سوزان ترین داستان های عاشقانهبیش از پنج دقیقه نپاییده است.
&nbsp;
شعر از : نزار قبانیترجمه: محمد فردی شربیانی
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:05:39 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>جهان بدون تو</title>
<link>https://shahrband.loxblog.com/جهان-بدون-تو</link>
<guid>https://shahrband.loxblog.com/جهان-بدون-تو</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;اینجا خدا به مرگ گرفتار می شود
 با عشق مثل یک پشه رفتار می شود اینجا حکومتی است که شیطان زعیم اوست با حکم او خدا به سر دار می شود اینجا بشر به بازی تقدیر و سرنوشت سرگشته حول محور پرگار می شود اینجا به لطف فاجعه دیوار زندگی بر روی قلب سوخته آوار می شود اینجا تمام هستی شاعر نگفتن است هر واژه در گلو خسک و خار می شود اینجا تمام آینه ها بی تبسمند نفرت نصیب آینه تار می شود اینجا حقیقتی است که در خواب رفته است شاید به یمن عشق تو بیدار می شود]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:05:39 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>تب بودن</title>
<link>https://shahrband.loxblog.com/تب-بودن</link>
<guid>https://shahrband.loxblog.com/تب-بودن</guid>

<description><![CDATA[
وقتی که آمدی تب بودن شروع شد
تو آمدی درون من و من شروع شد
این مرد اعتراف خودش را نوشته است
هر چیز بود با تو، تو یک زن شروع شد
در تنگنای زندگیم ضربه های عشق
دیوار را شکست و پریدن شروع شد
&laquo;من مرغ کور جنگل شب بودم&raquo;و تو باز
در چشم من نشستی و دیدن شروع شد
یک دم تمام جاده به پای تو صف کشید
رفتی به سوی مقصد و رفتن شروع شد
با رفتنت دوباره به پایان رسیده ام
&nbsp;

مانند این غزل که به مردن تمام شد.

پ.ن: مصرع درون گیومه از مرحوم نادرنادرپور است
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:05:39 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>عطر های ناشناس</title>
<link>https://shahrband.loxblog.com/عطر-های-ناشناس</link>
<guid>https://shahrband.loxblog.com/عطر-های-ناشناس</guid>

<description><![CDATA[
سخنانت&nbsp;
بوی عشق می داد
و تو
بوی دروغ]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:05:39 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>شعری از خانم سعاد الصباح با ترجمه فارسی</title>
<link>https://shahrband.loxblog.com/شعری-از-خانم-سعاد-الصباح-با-ترجمه-فارسی</link>
<guid>https://shahrband.loxblog.com/شعری-از-خانم-سعاد-الصباح-با-ترجمه-فارسی</guid>

<description><![CDATA[
إنني مجنونة جدا
&nbsp;و أنتم عقلاء
و أنا هاربة من جنة العقل
و أنتم حكماء
&nbsp;
ادامه مطلب را ببینید

إنني مجنونة جدا
&nbsp;و أنتم عقلاء
و أنا هاربة من جنة العقل
و أنتم حكماء
أشهر الصيف لكم
فاتركوا لي انقلابات الشتاء
أنا في حالة حب
ليس لي منها شفاء
و أنا مقهورة في جسدي
كملايين النساء
و أنا مشدودة الأعصاب
لو تنفخ في داخل أذني
لتطايرت دخانا في الهواء
  

راستي که من ديوانه ام
و شمايان عاقلانيد
من از بهشت عقل گريخته ام
و شمايان انديشه مي ورزيد
ماه هاي تابستان از آن شما
انقلابات زمستاني را براي من وانهيد
من دردمند عشقم
و درماني برايم نيست
و چون ميليونها زن
در بند بدن خويشم
اعصابم چنان در هم است
که اگر در گوشم دميده شود
دود خواهم گشت
  

شعر از : خانم سعاد الصباح
ترجمه : محمد فردي]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:05:39 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>شعری عربی با ترجمه فارسی</title>
<link>https://shahrband.loxblog.com/شعری-عربی-با-ترجمه-فارسی</link>
<guid>https://shahrband.loxblog.com/شعری-عربی-با-ترجمه-فارسی</guid>

<description><![CDATA[
المجد للشيطان .. معبود الرياح
&nbsp;
ادامه مطلب را ببینید
 
 
المجد للشيطان .. معبود الرياح 
من قال &quot; لا &quot; في وجه من قالوا &quot; نعم &quot; 
من علّم الإنسان تمزيق العدم 
من قال &quot; لا &quot; .. فلم يمت , 
وظلّ روحا أبديّة الألم ! 
معلّق أنا على مشانق الصباح 
و جبهتي &ndash; بالموت &ndash; محنيّة 
لأنّني لم أحنها .. حيّه ! 
&quot; سيزيف &quot; لم تعد على أكتافه الصّخره 
يحملها الذين يولدون في مخادع الرّقيق 
و البحر .. كالصحراء .. لا يروى العطش 
لأنّ من يقول &quot; لا &quot; لا يرتوي إلاّ من الدموع ! 
.. فلترفعوا عيونكم للثائر المشنوق 
فسوف تنتهون مثله .. غدا
فقبّلوا زوجاتكم .. إنّي تركت زوجتي بلا وداع 
و إن رأيتم طفلي الذي تركته على ذراعها بلا ذراع 
فعلّموه الانحناء ! 
علّموه الانحناء ! 
  

عظمت از آن شیطان است، او که معبود باد هاست
همو که در برابر &laquo;بلی&raquo; گویان&laquo; نه &raquo;گفت
همو که نابودی &laquo; عدم&raquo; را به انسان آموخت
همو که &laquo;نه&raquo; گفت و جاودانه شد
و روحی سرگردان و دردمند باقی ماند
من بر صلیب صبحدم کشیده شده ام
و گردنم به مرگ خم گشته
چرا که تا زنده بودم
بر کسی خم نگشت
&laquo;سیزیف&raquo; دیگر صخره ای بر دوش ندارد
چون صخره اش را بردگان بر دوش می کشند
و دریا چون بیابان است و سیرابم نمی کند
چرا که هرکس &laquo;نه&raquo; گفت، جز به خون سیراب نگردد
سر به سوی این یاغی مصلوب بلند کنید
که فردا چون او خواهید شد
و همسرانتان را ببوسید............من همسرم را بدون وداع ترک نمودم
و اگر فرزندی را که در آغوشش، بی پناه، رها کرده ام دیدید
سر فرود آوردنش بیاموزید
  

گزیده ای از قصیده &laquo; آخرین کلمات اسپارتاکوس&raquo; از امل دنقل
ترجمه : محمد فردی]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:05:39 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اسیر چشم</title>
<link>https://shahrband.loxblog.com/اسیر-چشم</link>
<guid>https://shahrband.loxblog.com/اسیر-چشم</guid>

<description><![CDATA[
چشم های تو
سودای رهایی ام را باطل می کند
ومن 
مبهوت آن دستم
که تصویر عشقت را
بر قاب قلبم دوخت]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:05:39 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>بودن و نبودن</title>
<link>https://shahrband.loxblog.com/بودن-و-نبودن</link>
<guid>https://shahrband.loxblog.com/بودن-و-نبودن</guid>

<description><![CDATA[
با چشمانت
روانه عدمم کردی
و با بوسه ات
از نیستی نجاتم دادی
اینجا جنگ بودن و نبودن است
و مسئله ما 
هنوز هم بودن تو
و نبودن من است]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:05:39 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

